![]() |
![]() |
|
| هر صبح فکر کن تازه به دنيا آمدي مهربان باش و دوست بدار شايد که فردايي نباشد |
|
آسمان چشم او آیینه کیست؟ آنکه چون آیینه با من رو به رو بود. درد ونفرین، درد ونفرین بر سفر برد. سرنوشت این جدایی دست او بود. گریه مکن که سرنوشت، گر مرا از تو جدا کرد. عاقبت دلهای ما، با غم هم آشنا کرد. چهره اش آیینه کیست؟ آنکه با من رو به رو بود. درد و نفرین بر سفر،این گناه از دست او بود. ای شکسته خاطر من، روزگارت شادمان باد. ای درخت پر گل من، نو بهارت ارغوان باد. ای دلت خورشید خندان سینه تاریک من، سنگ قبر آرزو بود. آنچه کردی با دل من، قصه سنگ و سبور بود. من گلی پژ مرده بودم، گر تو را صد رنگ وبو بود. ای دلت خورشید خندان سینه تاریک من، سنگ قبر آرزو بود. ای شگسته خاطر من، روزگارت شادمان باد. ای درخت پر گل من، نو بهارت ارغوان باد. ای دلت خورشید خندان سینه تاریک من، سنگ قبرآرزو بود.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/02/29ساعت 1:9 قبل از ظهر توسط sange saboor |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
خيلي جالبه:از سوسک مي ترسيم ......از له کردن شخصيت ديگران مثل سوسک نميترسم.............از اينکه تمام زندگيمون تار عنکبوت ببنده نمي ترسيم.از خوب سرخ نشدن قورمه سبزي ميترسيم ............از سزخ شدن آدما از خجالت نمي ترسيم از سرما خوردگي ميترسيم ...................از سرخورده کردن دوستا مون نمي ترسيم. از شکستن ليوان ميترسيم ..........از شکستن دل آدما
نمی ترسیم. |
| پیوندهای روزانه |
|
تقویم سال 1386 تایتانیک در 30 دقیقه آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1386 بهمن 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 |
|
RSS
|